فرا رسیدن ایام محرم حسینی را به همه شما دوستان تسلیت عرض می کنم.امیدوارم عزاداریها مورد قبول درگاه حضرت حق واقع شود. مارا هم در این ایام پر فیض دعا فرمایید.باشد که به خاطر دلهای پاک شما ما هم مشمول مغفرت باشیم.یک سری از دوستان تمایل به این داشتند که پس از سالها دوری بچه های حصارکی در یک تاریخ مشخص داخل دانشگاه همدیگر را ملاقات و به یاد دوران دانشگاه دور هم جمعی دوستانه تشکیل دهند. ولی به هر دلیلی این کار انجام نشد و برای بسیاری از دوستان امکان این امر میسر نشد. تماسهای زیادی با بنده دوستان داشتند مبنی بر اینکه این کار حتما توسط دوستان بزرگوار پیگیری وانجام شود.بنده به سهم خودم ضمن اعلام آمادگی برای کمک به همکاران عزیز از سید بزرگوار وعلی آقا خواستار پیگیری مجدد این موضوع می شوم. ولی این همت همگانی می خواهد و نیاز مند کمک دوستان دیگر نیز هست لطفا اگر دوستان تمایل به برگزاری این مراسم دارند در همین وبلاگ با اسم و شماره تماس آمادگی خود را اعلام کنند. اعلام فردی این موضوع به بنده و یا دیگران هماهنگی لازم را به عمل نمی آورد.خواهشمندیم در صورتی که خواستار برگزاری این مراسم هستید به دوستان خود نیز اطلاع رسانی فرمایید.
سید جمیل حسینی شیراز
پاییزی آمد و خاطرات دانشجویی را برایمان برگ برگ کرد. و ما در اوج لبخندها به گذشته حسادت می کنیم و به روزهای در کنار هم بودن...کاش پاییز نبود.
شنیده بودم گذشت زمان غارتگر خاطره هاست .و اینک...
راستی حتی اگر به دورترین جای جهان هم که بری این خاطرات تا ابد با تو خواهند بود.
http://www.pic.iran-forum.ir/images/zlr85vxxlfowoxa6dgp4.jpg
تصمیم گرفتم خاطرات قدیمی ام را ورق بزنم. خاطراتی که مثل عکس های سیاه و سفید ساکنند حرکت نمی کنند روزگار مدرسه، دانشگاه، حصارک، کرج. چه کنیم که بدجوری خاطره بازم.
http://www.pic.iran-forum.ir/images/knig6h0j45tbe5szzdf.jpg
دلم برای همتون تنگ شده برای شبهایی که با هم بودیم و نبودیم برای غروب های مزخرف اما خواستنی حصارک. برای اتاق های کوچیک اما قشنگ حصارک. برای چمن های محوطه، برای منبع آب پارک، برای راه خسته کننده در دانشگاه تا خوابگاه، برای شبهای امتحان، برای سلف همیشه شلوغ، برای مسجد بزرگش.
دلم تنگ شده برای تخته سیاه های دانشکده شیمی........
دلم تنگ شده برای همه استادا، آقای دکتر ملاردی ، آقای دکتر عماد، خانم دکتر مرجانی، خانم باخدا، خانم مهاجر، دکتر رفوئی، مهندس توسلی و خیلی های دیگه که باید قبول کنم دیگه اسمشون تو ذهنم نمونده....و تقریبا فراموششون کردم. برای بوی گند آزمایشگاه ها برای روپوش های پر از لکه برای کارگاه شیشه گری، یرای دوران فعالیت کانون ، برا سمینارهاش.....
http://www.pic.iran-forum.ir/images/qrd6591yetsmwg8652c.jpg
دلم تنگ شده برای بالکن های خوابگاه برای سالن تلویزیون خوابگاه هفت برای بیداری های شبانه برای گریه ها و خنده های پنهانی برای عشق های پاک و کثیف! برای گشت زدن در سالنها ، برای......
دلم تنگ شده برای فال های ورق. برای حکم، شلم، بلوف ، برای شب یلداهای حصارک....
دلم تنگ شده برای دلتنگی های روزهای اول، برای سلام های با معنی و بی معنی برای جزوه گرفتن ها ...

http://www.pic.iran-forum.ir/images/4gl21lpd8f7gnvesf3io.jpg
دلم تنگ شده برای نیمکت های پارک، برای پاركينگ بي آب و علف روبروي دانشكده علوم که بهش میگفتن پارك خواهران
دلم برای همتون تنگ شده:
غلامشاهی ، غلامرضا ،داوود، رحیم ، سلمان، نادر، حسین رحمانی، آق اویلی،کیانی، سلیمانی ، وزینی ، اصغری ، برقی،چراغی ،کاردان ، واقفی ، عبدالهی ،داداشوند،ملکیان،بابایی، ملا حسینی و ..... و...وخیلی های دیگه که فراموششون کردم.....
خداحافظ روزهای روشن....
http://www.pic.iran-forum.ir/images/dxipqu8ogn7sapshid5.jpg
http://www.pic.iran-forum.ir/images/qz5nkldanurmmc2u10bt.jpg
http://www.pic.iran-forum.ir/images/ns1axuo8ftdnmf05qti3.jpg
http://www.pic.iran-forum.ir/images/eseqhklm2lz1x479os5j.jpg
http://www.pic.iran-forum.ir/images/gobzhy5cr98ibweykgiw.jpg
http://www.pic.iran-forum.ir/images/3wa001wbsr9k8wwwwwyu.jpg
زمان : 19 آگوست فرودگاه امام ساعت 4.30 صبح ، هواپیمایی امارات ترانزیت در فرودگاه دبی و سپس پرواز 17 ساعته بدون توقف از دبی تا لس آنجلس. اقامت ها : 5 روز San Diego ( محل برگزاری کنفرانس)، 4 روز در Las Vegas و نهایتا 4 روز در Los Angeles. برگشت ۳ سپتامبر
شهر لس آنجلس ۱ سپتامبر ساعت ۱۳:
http://www.pic.iran-forum.ir/images/8a6sq3fh5ogjja2ymae.jpg
کالیفرنیا با علامت اختصاری CA غربیترین ایالت آمریکاست. ایالتی بلند و تقریباً دراز شمالی جنوبی که ساکرمِنتو، مرکز این ایالت تخم طلایی آمریکاست. با جمعیتی نزدیک به 35 میلیون، میشه گفت پُرجمعیتترین ایالت آمریکا و مرکز فنآوری و علوم کامپیوتر و IT همینجاست! توی کالیفرنیا شرکتهای بزرگی چون یاهو، گوگل، اینتل، اوراکل، آکروبات و ... تنها یه لوگوی سادهی روی کامپیوتر نیستند که شرکتهاییند پُرابهت و با عظمت که توی دنیای واقعی میتونی ببینیشون و حتی بری جلو و به نمای ساختمون شرکت یاهو دست بکشی!
17 ساعت پرواز از دبی تا لس آنجلس !!! تقریباً توی تموم مسیر بیدار بودم و پلک رو پلک نذاشتم. کلی فیلمهای خوب روی مانیتور جلوی صندلیم بود که میتونستم انتخاب کنم و ببینم ولی گشتی توی موسیقیها زدم و ماریا کری و جرج مایکل و التون جان و U2 و استینگ رو پیدا کردم و تا مقصد همونا رو گوش کردم. یعنی من میونهی با این قرطیبازیها ندارم ولی هر چی گشتم توی پگیج موسیقی امارت، ابی و گوگوش و حتی حسن خشتکی هم نبود تا گوش کنم، این شد که رو آوردم به موسیقی منحظ غربی!
اگه شناختی از فرودگاه لس آنجلس نداشته باشی حس میکنی برای هواپیما مشکلی پیش اومده و خلبان قصد داره توی آب فرود بیاد چون لبهی باند دقیقاً از جایی شروع میشه که آب تموم میشه ولی بواسطهی دوربینهایی که جلوی هواپیما قرار داره و تو میتونی روی مانیتورت، جلوی هواپیما و لحظهی فرود رو ببینی خیالت راحت میشه که مسیر بدرستی داره طی میشه.
سنحوزه و سانفراسیسکو در شمال و لسآنجلس در جنوب، مهمترین شهرهای این ایالت هستند. البته وصف بسیاری از اورنجکانتی که شهری کوچیک کنار لسآنجلسه شنیدم ولی خب تا الان که توفیق نداشتم این شهر رو از نزدیک ببینم. ظاهراً اونجا هم بهشتی واسهی خودش.
بدون در نظر گرفتن اختلاف ساعتی که از سال جدید، ایران با اینجا خواهد داشت باید بگم در حال حاضر کالیفرنیا با تهران 11:30 ساعت اختلاف زمانی داره.
قوانین زیست محیطی و استانداردهای ساختمانسازی و مباحث مربوط به مدیریت انرژی، توی این ایالت با خیلی از ایالتها متفاوت و البته سفت و سختتر اجرا میشه. اینجوری نیست که مثلأ اگه قراره از آریزونا بیایید توی این ایالت ماشینتون رو هم براحتی کولهپشتیتون وردارید و بیارید، بلکه ماشین باید استانداردهای زیست محیطی و آلایندگی این ایالت رو پاس کنه تا مجوز عبور بهش بدن. خلاصه که این ایالت خیلی نازنازی و تیتیش مامانی بار اومده. وقتی ایرانیها توی یه مملکتی یه جایی جمع و کولونی میشن شما شک نکنید که جای خوبی رو انتخاب کردن .
درختهایی که شبیه یا شاید هم خودِ درختِ نخله و همینجوری دراز رفته بالا و توی این هوای خوبی که تو رو بدون لحظهای فکر، یاد شهرهای شمالی خودمون و بخصوص رامسر میندازه، نشونهای از شهر لس آنجلس هستش. تابلوهایی که به زبون فارسی ولی با فونتی زشت و شبهعربی، لابهلای تابلوهای نئون و حروف رنگیرنگی لاتین از رستوران و سوپرمارکت و چلوکباب ایرانی و بریونی اصفهون خبر میده یادت میندازه که تو توی لس آنجلسی هستی که بواسطه ی حضور ایرانیها، سالهاست به تهرانجلس تبدیل شده. تهران جلس همونی نیست که توی ذهنم بود. ایرانیتر از این فکر میکردم باشه. شاید هم توقع من زیادی بود! درسته همه جا ایرانیها با اون قیافه و تیپ منحصر بفردشون حضور چشمگیر دارن ولی با تمام ایرانیبودن، شهر هنوز کاملأ غربی غربیه.
http://www.pic.iran-forum.ir/images/6gn4zmznhabulbhjprwg.jpg
اما معروفترین و مشهورترین منطقه سینمایی در کل جهان : هالیود، جایی که میتوانی سوپر استارهای دنیا رو از نزدیک ببینی و و حتی شاید اونها در حال بیرون اومدن ار حونه هاشون ببینی...
http://www.pic.iran-forum.ir/images/3hj7p7jr0p7yhunfvwb.jpg
http://www.pic.iran-forum.ir/images/5viktln99zmqcgn3vric.jpg
راستی بزارید از منطقه ایرانی نشین وست وود هم چند تا عکس بزارم:
از همون ابتدای این خیابون قبرستونی است که با دیدن سنگ قبراش که بعضا به فارسی نوشته شدند میری تو فکر ....از آرامگاه محبوبترین آوازه خوان ایرانی تا خیلی از سلطنت طلبهای قدیمی همه رو میتونی یکجا ببینی...
http://www.pic.iran-forum.ir/images/ki1kbcesxh7yawz682l.jpg
http://www.pic.iran-forum.ir/images/pjdt89fq3b08d0tjkxv.jpg
با قدم زدن در این خیابون میبینی مردم همه به فارسی با هم حرف میزنن. اصلا شاید مثل من یه خانواده رو ببینی که با گویش مازندرانی با هم مشغول صحبت اند: خاری برار... کجه دیی؟ کجه شورنی ... حتی اکثر تابلوها ی مغاره ها به فارسی هستند
در حالیکه توی آمریکا اسم خیابون و محلههایی به چینی، هندی و ژاپنیهای چشم بادومی اختصاص داره ایرانی جماعت با اون همه دَک و پوزی که هیچ کسی رو توی دنیای نوین و تمدن قدیم قبول نداره، هنوز نتونسته اسم یه کوچهی بنبست رو به خودش اختصاص بده. قراره سرشماری انجام بشه و ایرانیها هنوز دارن جروبحث میکنند که توی این آمارگیری شرکت کنند یا نه و آیا بنویسن پریشینی که هیچ جایگاهی توی نقشههای امروز جغرافیا و فرمهای ادارهی آمار نداره یا بنویسند ایرانی هستند و تو افسوس میخوری به حال خودت که تا کی و کجا باید ملیتت رو مخفی بکنی لابهلای موهای بلوندی که سیاهی شرقی از زیرش زده بیرون.
راستی بزارید یه سری هم به لاس وگاس بزنیم:
لاس وگاس (به انگلیسی: Las Vegas) شهری در ایالت نوادا در ایالات متحده آمریکا است.
نام این شهر که در زبان اسپانیایی به معنی مراتع سبز است گاهی صرفاً وگاس خوانده میشود و یکی از بزرگترین مراکز سرگرمی در دنیا بشمار میآید.برخلاف نام آن به دلیل قرارگرفتن در صحرای نوادا آب و هوای خشک و بی آبی دارد
لقبهای این شهر:
پایتخت تفریحی جهان
شهر گناه
پایتخت شانسهای دوم
پایتخت ازدواج جهان
شهر لاس وگاس بدرستی دربردارنده بزرگترین کازینوهای جهان است. جمعیت این شهر تا سال ۲۰۰۸ بالغ بر ۵۵۸،۳۸۳ نفر و جمعیت شهر و حومه بالغ بر ۱،۸۶۵،۷۴۶ نفر شمارش شده است. بطور کلی شهر لاس وگاس در جهان در نوع خود یکتا و بی نظیر است و سالیانه بیش از ۴۰ میلیون شهرونداز دیگر ایالات آمریکا و نیز اروپا و آسیا از این شهر دیدن میکنند. یک چهارم درآمد مهم این شهر در درجه اول از راه مالیات کازینوها و سه چهارم بقیه از درآمدهای برنامههای نمایشی به زبان دیگر شوها، رستورانها و فروش کالاهای توریستی و اجناس لوکس تامین میشود. لازم به گفتن است که آوازها و آهنگهای خوانندگان مشهور و معروف چند دهه گذشته مثل الویس پریسلی، دین مارتین، فرانک سیناترا و سامی دیویس در فضای آسمان آبی این شهر در کازینوها و سالنهای هتلها و پارکهای سبزو خرم با آبشارهای روان توام با رقص و کرشمه آب نماها به گوش رهگذران وتماشاگران میرسد و دوران عصر طلایی خدایان هنر و موسیقی را زنده جلوه مینمایاند. ساکنان معروف این شهر: آندره آغاسی، تنیس باز معروف, «چاریسما کارپنتر»«Charisma Carpenter» هنرپیشه سینما هستند.
http://www.pic.iran-forum.ir/images/whe72rrtfexdzkjlpk48.jpg
http://www.pic.iran-forum.ir/images/q6hbg3jnr0z5wbquzf9.jpg
http://www.pic.iran-forum.ir/images/tbli9b4buv62je2aopq8.jpg
http://www.pic.iran-forum.ir/images/kypktkr0vq8f13lybbv.jpg
http://www.pic.iran-forum.ir/images/11oyl01z5y08icv6p6t.jpg
http://www.pic.iran-forum.ir/images/xibv1tycypamsw48us0d.jpg
http://www.pic.iran-forum.ir/images/wflayj3r5servfobty9x.jpg
اما سخن آخر:
اینجا آخر دنیاست. شکی نیست. اروپا صد سال و ایران و آسیا محاله که به گرد پای این کشور برسه. دنیای متمدنی که سرعت زندگی، بیداد میکنه. ولی توی همین آمریکا، توی همین کالیفرنیا و توی همین لس آنجلس ایرانیهایی هستند که سی سال پیش از اون ممکلت زدن بیرون و تفکرشون هم انگاری فریز شده توی همون بهمن 57. هیچ پیشرفت و نشونهای از دنیای مترقی توی روح و روان و تفکر و ذهن این آدمها نمیبینی. هنوز اینجا تیمسار هستند و جناب سرهنگ و سلطنتطلب و دم در خونهشون گماشته دارن و به امید روزی که دوباره وزیر و وکیلی بشن توی اون مملکتی که سی سال پیش به امون خدا ولش کردن. مملکتی که حالا برای اینها هیچ نشونهی آشنایی نداره ولی خودشون نمیخوان باور کنند. هنوز هم به میدون امام حسین میگن فوزیه و آزادی رو شهیاد خطاب میکنند و بخیال خودشون با گفتن اسم چهار تا خیابون قدیمی، محمدرضا شاه دوباره میشه پادشاه و اینها زمام امور رو میگیرن دستشون.
و اما هستند عزیزانی که به اجبار سالها دور از وطن بودند و قلبشون از من و تویی که تو ایرون زندگی می کنیم ایرانیتر مونده. دستبند سبز به دست بستند و مسایل سیاسی و اجتماعی و فرهنگی ایرانی رو آنچنان دنبال میکنند که تو مات و مبهوت میمونی اون خاک چه کیمیایی بوده که حتی بعد از 25 سال دوری، فرزندانش رو اینچنین عزیز و مجذوب نگه داشته، حتی در غربیترین ایالت ینگه دنیا. کم نیستند ایرانیهایی که اونقدر زحمت کشیدن و درس خوندن و بیزینسهای قوی داشتند تا هیچ وقت در مقایل این چشم آبیهای مو بور کم نیارن و تو در کنار این عزیزان بخودت میبالی که ایرانی هستی نه پریشین!
گوشت چرغ کرده و فیله و استیک رو که میبنم یاد مامان میوفتم. فرقی نداره مامان خودم یا مامان تویی که خودت سالهاست اینجایی و اون اونجا باید گوشت کیلویی 17-18 هزار تومنی بخره. اینجا گوشت هر پاوندش 3.50 دلار یا یه چیزی توی همین مایههاست. هر کیلو چند پاوند میشه رو من حسابی کردم و افسوس خوردم برای مامانم. برای مامانت و برای مامان همهی مردم اون سرزمین که دغدغههاشون قلاب شده به نون و پنیر و سیبزمینی. گوشت و لپه و عدس و ماش. نون دونهای 500 و 700 تومن و گوشت فلان و ماست و کره بیسار و اونوقت من میمونم و این ترازویی که کفههاش هی بین اون مهد پُرگهر و این آخر دنیا، بالا و پایین میشه. بالا، پایین. بالا، پایین. شرق، غرب. شرق، غرب. ایران، آمریکا.
اینجا آمریکاست ... آخر دنیا. در اینکه آخر دنیاست هیچ شکی نیست. زندگی با سرعت باورنکردنی جریان داره. آدمها عوض شدند. همونایی که پارسال و پیرارسال چشم تو چشم، توی کافههای تهران امضاء میدادن که تا آخر دنیا دوستت دارند حالا دیگه حتی جواب تلفنت رو هم نمیدن. اگر هم به زور الویی بگن و قرار بشه شب به تو زنگ بزنند، یک هفته هم که بگذره تو میتونی منتظرشون باشی ولی همون الو همون سلام سرد و بیروح، بخوبی نشون میده از سِر درون. از این همه تغییر. از این همه نبودن. از این همه آمریکایی شدن. از این همه منطقی که تو حالت بهم میخوره از این منطق غربی و ماشینی که انگاری لگدکوب کرده تموم حس های خوب زندگیت رو.
اینجا آمریکاست. آدمهای زرنگ خیلی زود عوض میشن که اگه عوض نشن و سلام تو رو علیک بگن اونوقت دیگه نمیتونند زندگی کنند، خُرد میشن زیر چرخهای سنگین زندگی صنعتی که اگه صد سال هم اینجا بمونی و توی همین خاک هم بپوسی محاله قواعدش رو یاد بگیری. خرد میشن زیر همین Taxی که همهشون برای حساب کتابهای آخر Marchش درد زایمان میگیرند.
اینجا آمریکاست ... بهشتی که اگه با معیارهای زندگیت جفت و جور نباشه از هر جهنمی سوزندهتره. اینجا آمریکاست و من دلم برای همه مادرانی که در اون سرزمین هنوز هم رختِ تنِ بچههاشون رو با دست میشورن و کمرشون عینهو کمونی تاب خورده دل تنگم. دل تنگ مادران و نگران خودم و اون ترازویی که یک لحظه آروم و قرار نداره. اینجا آمریکاست ... آخر دنیا.
اعلام نتیجه كنكور شب قبل از قرارگرفتن در سایت سنجش: 2000000
اگر كنكوری هستید و خیلی اضطراب دارید و نمیتوانید صبر كنید تا نتایج آزمون را یك روز بعد بر روی سایت سازمان سنجش ببینید، میتوانید شب قبل از اعلام نتایج، شماره داوطلبی خود را به این شماره بفرستید. نتیجه یك سال مطالعه و درس خواندنتان در كمتر از یك دقیقه به شما پیامك میشود!
با خبر شدن از اخبار انجمن فارغ التحصیلان دانشگاه آزاد: 10001336
دانشگاه آزاد اسلامی با هدف ایجاد اشتغال برای فارغالتحصیلان این دانشگاه، تسهیلات خاصی را به اعضای این انجمن ارائه میدهد. اگر دانشگاه آزادی هستید و میخواهید بدانید مثلا انجمن دانشآموختگان این دانشگاه چه برنامههایی برای شما تدارك دیده، یك اساماس خالی به این شماره بزنید تا عضو خبرنامه پیامكی شوید. از این پس همه اتفاقات و اخبار انجمن به گوشی شما ارسال خواهد شد.
دیكشنری: 1000384 یا 1000370
اگر فرهنگ لغت یا اینترنت دم دستتان نبود و برای فهم معنی یك لغت انگلیسی در اضطرار بودید، واژه موردنظر را به این شماره بفرستید تا بلافاصله معنی آن به شما ارسال شود.
لغتنامه آریان پور: 2000444
اگر فقط به لغتنامه آریانپور اعتماد دارید و مشتری دائمی این واژهنامه هستید، كلمه موردنظرتان را به همراه گزاره Word-to-translate به این شماره پیامك بزنید تا معنای آن به شما پاسخ داده شود.
ایجاد پست در پرشین بلاگ: 300072
اگر وبلاگنویسی هستید كه خوانندگان پروپاقرصی دارید و اگر روزی یك پست جدید ایجاد نكنید، از دستتان حسابی دلخور میشوند، میتوانید مطلب خود را به این شماره ارسال كنید تا پرشین بلاگ خودبهخود وبلاگ شما را آپدیت (بهروز) كند. منتها با دوشرط: نخست آنكه پرشین بلاگی باشید و دوم هم شماره شما در پروفایلتان در پرشین بلاگ ثبت شده باشد.
گرفتن خلافی ماشین: 3000515
اگر نمیخواهید به پلیس+10 مراجعه كرده و دویست تومان بدهید(!) تا خلافی دریافت كنید یا اصلا از این مراكز در نزدیكی شما نیست و از سویی هم افسر پلیس راهور خودروی شما را متوقف كرده است و نیاز فوری به خلافی آن دارید، عدد عمودی كنار كارت خودرویتان را به این شماره بفرستید تا از میزان جریمهها و خلافی ماشینتان آگاه شوید. فقط قبل از آن، اگر به بیماری قلبی مبتلایید، قرصهای خود را دم دست بگذارید!
گرفتن قبض موبایل: 30009
اگر چنین فرمتی را (به عنوان مثال) به این شماره بفرستید، از صورتحساب تلفن همراه خود آگاه خواهید شد:
"تاریخ شروع ؛ تاریخ انتها مثلا 860131 ؛ 860101" یعنی از اول سال 86 تا پایان فروردین ماه همان سال. فقط باید كاربر شمارههای دائمی اپراتور همراه اول باشید. سایر اپراتورها هر كدام شماره خاص خود را دارند.
خدمات بانك ملت: 200033
خدمات بانك اقتصاد نوین:200050
خدمات بانك سپه:200020–200021-200022
خدمات بانك كشاورزی:2000911- 200093
خدمات بانك سامان: 20000
خدمات بانك صادرات: 200060
خدمات بانك تجارت: 200070
توجه داشته باشید كه برای استفاده از خدمات بانكها، اول باید در شعب(هر شعبهای؛ فرقی نمیكند) برگههای درخواست استفاده از خدمات موبایلبانك را پر كنید تا بتوانید با استفاده از سامانه پیامك آنها، به امور بانكی خود با استفاده از تلفن همراهتان بپردازید.
اطلاعات پرواز: 2000444
برای دریافت اطلاعات پروازتان، كد پرواز را به این شماره البته با این فرمت: "(كد پرواز) Filight-code" پیامك بزنید تا كلیه اطلاعات موردنظر مانند ساعت پرواز و فرود و نیز شماره ترمینال به شما اساماس شود.
اطلاعات هوا: 1000305
برای فهمیدن این نكته كه آیا در شهرتان امروز باران میبارد یا هوا آفتابی است؟ و نیز اینكه دمای هوا چند درجه است؟، پیششماره شهر موردنظرتان را بدون صفر به شماره فوق بفرستید تا جواب دلخواهتان برایتان پیامك شود.
ساعت كشورها: 1000392
اگر قصد دارید با یكی از بستگانتان در كشوری دیگر تماس تلفنی بگیرید، زیاد عجله نكنید! ابتدا به این شماره نام كشور موردنظر را بفرستید و منتظر پاسخ باشید. در پیامكی كه به دستتان میرسد، ساعت به وقت محلی آن كشور درج شده است. حال كه مطمئن شدید ساعتی نیست كه فامیل محترمتان در حال استراحت باشد، زنگ بزنید!
مكانهای دیدنی هر شهر: 1000394
اگر از آن دسته افرادی هستید كه برای سفر به مقاصد دور، از خودروی شخصی استفاده میكنید و مسیرتان را نیز با آرامش و بدون عجله برای رسیدن به شهر مقصد طی میكنید، بهتر است در شهرهای میانی هم از اماكن دیدنی آنها لذت ببرید. البته اگر كسی آنجا پاسخگویتان نبود، به سامانه سازمان میراث فرهنگی و گردشگری پیامك بزنید تا لیست جاهای دیدنی آن شهر برایتان ارسال شود. فقط نام شهر فراموشتان نشود.
مسافت بین شهرها: 1000396
این سامانه احتمالا برای [معدود] كسانی كه در زندگی خود برنامهریزی دقیقی دارند، طراحی شده است! نام شهرهای موردنظر را به این شماره ارسال كنید و منتظر پاسخ باشید.
آخرین بازیهای كامپیوتری: 1000400
این یكی، از جذابترین و جالبترین سامانههای پیامكی است! لیست آخرین بازیهای كامپیوتری موجود در بازار كه دارای مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هستند، به شماره تلفن همراه شما اساماس میشود. لطفا پیامك بدون متن بفرستید.
جدیدترین نرم افزارها: 1000401
شهروند الكترونیك بودن هم خود دنیایی دارد. از صبح تا شب پای كامپیوتر بودن و گشت در صفحات وب و دانلود انواع نرمافزارها برای برخی افراد كافی نبود، حالا فرد در زمانهایی هم كه آنلاین نیست و در مثلا ماشین یا آسانسور(!) است، اگر به این شماره پیامك بزند، لیست آخرین نرمافزارها برایش ارسال میشود! ضمنا این شماره اختصاصا برای این كار است. بنابراین نیازی نیست متنی در آن وارد كنید. همان پیامك خالی، با خود كلی نرمافزار به ارمغان میآورد.
اطلاع از اینكه دامین مورد نظر رجیستر شده یا خیر: 1000355
این یكی دیگر خیلی تخصصی است و فقط برای كسانی است كه با آیتی و فناوری اطلاعات روز خود را به شب (یا بالعكس) میرسانند. اگر هر از چندی دامنهای را ثبت میكنید و میخواهید بدانید كه آیا رجیستر شده است یا نه؟، دامنه موردنظر را به این شماره ارسال كنید.
اوقات شرعی: 2000916
با توجه به اینكه در ایام ماه مبارك رمضان هستیم، این سامانه روزهای شلوغی را میگذراند. نام شهرتان را پیامك كنید تا اوقات شرعی همان شهر به دستتان برسد. طاعاتتان قبول!
بورس و ارز: 2000444
سرمایهگذاران و بورسبازان در تمام دنیا نیازمند دریافت لحظهبهلحظه اخبار تغییرات قیمتها در بازارهای بورس و ارز هستند. اگر شما هم جزو این دسته از افرادید، برای دریافت این تغییرات، شماره 2000444 را به خاطر یا به حافظه تلفن همراهتان بسپارید. منتها هر كدام از تغییرات (مانند افزایش یا كاهش قیمت سهامها و ارزهای خارجی) فرمت خاصی دارند:
برای دریافت نرخ سهام یك شركت بنویسید: Bourse company -id به جای id نامی كه شركت مورنظر در بورس به آن شناخته میشود را به انگلیسی وارد كنید.
برای دریافت بیشترین افزایش قیمت بنویسید: Bourse high
برای دریافت كمترین افزایش قیمت بنویسید: Bourse low
برای دریافت نرخ ارزهای رایج بنویسید: Currency-name به جای name، نام ارز موردنظرتان را به انگلیسی وارد كنید.
منبع:www.asriran.com
داداشوند
سلام سلام سلام
دوستان حصاركي من حالتون چطوره؟ خوبین خوشین؟ اوضاع و احوال براهه؟ یادش بخیر تا همین یکی دوسال پیش تنها دلخوشیم این بود که حد اقل اسم بعضی دوستان دور و نزدیکو تو این وبلاگ میشنوم اما رفته رفته این وبلاگ رو به فراموشی سپرده شد. راستیتش دیگه انگیزه ای هم برای نوشتن مطالب حداقل در خود من وجود نداره چند صباحی بود که بازدید روزانه از این وبلاگمون به 150 هم میرسید و انگیزه های من هم بالا... اما هم الان به روزانه به تعداد انگشتان دو دست رسیده.... و به همون نسبت هم انگیزه من برا نوشتن مطلب کاهش.
راستش حالا که یه مقدار سرم خلوت تر شده بنا داشتم که سفرنامه دوم خودمو مثل دفعه قبل مفصل براتون بنویسم اما یه مقدار سبک سنگین که میکنم میبینم تعداد دوستان قدیمی که هنوز این وبلاگو به ياد دارند و بهش سر میزنن اونقدر زیاد نیستند که بخوام چند ساعت وقت صرف نوشتن وقایع التفاقیه و پرداختن به دیدنیهای عظیم این سفر کنم. از اینرو صرفا به قرار دادن بعضی از عکسهای این سفر اکتفا میکنم. بهر حال تو این دوره کمبود سوژه برای قرار دادن مطلب تو وبلاگمون شاید قرار دادن این عکسها سوژه بدی نباشه...
ماجرا مربوط میشه به چند هفته قبل که برا ارائه سه مقاله دکتری خودم ، دو تاش تو کنفرانسی در پرتغال و یکیش تو کنفرانسی در لهستان برای بار دوم وارد منطقه شنگن در اروپا شده بودم و خوب با توجه به فاصله زمانی هفت روزه بین انتهای کنفرانس اولی و ابتدای کنفرانس دومی ، فرصت دوباره نصیبم شده بود که یه بار دیگه سارکوزی ما رو بطلبه و اینطوری بشه که باز هم و اینبار یه دل سیر کل پاریس رو بگردم.
راستی برای اینکه سرعت لود کامپیوتر پایین نیاد مجبور شدم بعضی عکسها رو مستقیما تو صفحه بزارم و بعضی رو به صورت لینک بدم.
کل مسیرهایی که طی این مدت 14 روز منو به خودش مشغول کرده بود عبارت بودند از:
مسیر 1: سختترین و طولانی ترین مسیر
فرودگاه بین المللی امام خمینی ،ساعت 3 بامداد صبح یکشنبه 5 تیر ماه 1390. پرواز لوفت هونزا ، ترانزیت در فرودگاه فرانکفورت. 5 ساعت معطلی تو این فرودگاه و سر و کله زدن با پلیسهای آلمانی سر اینکه چرا وارد شنگن شدی و سپس پرواز به لیسبون. سپس سفر 4 ساعته با اتوبوس از لیسبون به محل برگزاری کنفرانس در منطقه Vilamoura در جنوبی ترین نقطه کشور پرتغال ( میتونید حدس بزنید چه دردسری کشیدم )
مسیر 2:
فرودگاه Faro در جنوب پرتغال: ساعت 8 صبح چهار شنبه 8 تیر. پرواز Easy Jet مستقیم به پاریس طول مدت پرواز 2 ساعت و نیم
مسیر 3:
فرودگاه Orly در شهر پاریس، ساعت 9.30 صبح چهارشنبه 15 تیر. پرواز Rayan air مستقیم به شهر کراکو (Krakow) کشور لهستان. کل مدت پرواز 3 ساعت
مسیر 4:
فرودگاه بین المللی Krakow ، شنبه 18 تیر. ساعت 15پرواز Austrian (وابسته به لوفت هونزا) ، ترانزیت در فرودگاه اتریش. 4 ساعت معطلی و سپس پرواز به تهران. ساعت 3.5 بامداد در تهران
1- پرتغال
اینجا شهرVilamoura است. محل برگزاری کنفرانس واقع در جنوبی ترین منطقه کشور پرتغال و نزدیکترین جای اروپا به قاره آفریقا ( به فاصله یک ساعت با کشتی از آفریقا). تاکسی در این شهر بسیار کم است. اصولا و بطور غالب مردم اروپا برای رفتن به مناطق توریستی یا با ماشین خودشون میروند و یا کرایه میکنند. هزینه کرایه یک ماشین مد روز برای 3 روز بسیار ارزان است حدودا 150 یورو. البته مشکل من این بود که گواهینامه ام رو بین المللی نکرده بودم. بزرگترین نتیجه برای من این بود به محض بازگشت به ایران گواهینامه ام رو بین المللی کنم. مردم در اینجا غالبا نمیتوانند انگلیسی صحبت کنند. از اینرو هنر پانتومیم برای انجام کارهای روزمره در اینجا خیلی به کارت می آید.حدود 1 ساعتی منتظر تاکسی بودم و با مصیبت خودمو به هتل رسوندم
تصاویر خود گویای این مطلب است که چرا این منطقه در سال 2011 زیباترین منطقه توریستی اروپا معرفی شده است.(روی هرکدام از لینکها کلیک کنید)
http://www.pic.iran-forum.ir/images/54poh0mt7ogfg5shl3.jpg
http://www.pic.iran-forum.ir/images/b2yz5k0cl9em6k7bipsw.jpg
http://www.pic.iran-forum.ir/images/iyepvvp6kuxs1usxvxn.jpg
اینم هتلی که کنفرانس در اون برگزار شده (هتل هیلتون) با هزینه هر شب 250 یورو! یکی از گرونترین هتلهای دنیا...
http://www.pic.iran-forum.ir/images/g8s4et7ot8b9dvvd4m53.jpg
اینم سالن کنفرانس:

و همچنین:
http://www.pic.iran-forum.ir/images/fd3s2pf656p8i9z5yh0.jpg
اینم یه استاد 89 ساله نروژی و البته مسن ترین شرکت کننده در سمینار

نمیشه از طبیعت بسیار زیبا و رویایی و بهشت گونه این منطقه گذشت:
http://www.pic.iran-forum.ir/images/zke0xk7wqz40xyg985.jpg
و یا دوستانی جدید که ارتباط نزدیکی بتونی باهاش برقرار کنی
http://www.pic.iran-forum.ir/images/rzkhgu77i3w9xiuph0sr.jpg
2. پاریس- شور زندگانی
با وجود آنکه دقیقا یه سال پیش هم اینجا بودم و کلی براتون نوشتم، اما واقعیت اینه که دیدنیهای این شهر اونقده زیاده که با هر بار دیدنش تشنه تر میشی و بیشتر میخوای ببینیش. بیخود نیست که پاریس به همراه لندن بیشترین توریست رو در کل سالها به خودشون اختصاص دادندفکر کنم در سفرنامه پارسال خودم همه چیزها رو در مورد پاریس نوشته بودم.لزومی نمیبینم که اونا رو تکرار کنم و عوضش عکسهای جدیدی که گرفتمو میذارم ببینین.

اینم عکسی دیگه از خودم که بد جوری ژست گرفتم:
http://www.pic.iran-forum.ir/images/i5580emi7gmnnp52y0t3.jpg
اینجا برج ایفل است. صدای منو از بالاترین نقطه برج ایفل میشنوید. کل شهر پاریسو میتونی از این بالا ببینی. زیبایی و عظمت شهر رو از این بالا دو چندان احساس میکنی

نمیتونید درک کنید که دنبال کردن مسیر رود سن از این بالا چه لذتی داره:

اینم رود سن از پایین. کلیسای نوتردام رو هم پشت سر من میتونید ببینید.(لینک زیر)

اینم نمای دیگه از کلیسای نوتردام:

کاخ ورسای هم که با آن شاه کارهای معروفش یادتون هست:

میدان کنکورد (قتلگاه لویی شانزدهم) هم که معرف حضورتون هست. البته شنیده ام که مجسمه های سبز رنگی رو که در تصویر میبینید از مصر آوردند:
http://www.pic.iran-forum.ir/images/bj1s4h7n0telb8b49jdj.jpg
بد ندیدم از متروی پاریس هم تصویری براتون بزارم. اولین و عظیم ترین متروی جهان:
http://www.pic.iran-forum.ir/images/j4hxnrpuvnzk0fnbmpf8.jpg
میدان بسیار معروف سن میشل در نزدیکی نوتردام هم مطمئنا معرف حضورتون هست:
http://www.pic.iran-forum.ir/images/xr4y1xj19ndq331avv40.jpg
اما بزرگترین موزه جهان. موزه لوور با آن شهرت جهانیش:
http://www.pic.iran-forum.ir/images/tkeo6b05gwql39mwnh9.jpg
اون لبخند معروف که معرف حضورتون هست؟ اینم عکسی که خودم از رو تابلوی اصلیش انداختم:
http://www.pic.iran-forum.ir/images/5bcpoql0dtabosigqba9.jpg
تنها جاییی که در این سفر پاهام از حرکت ایستاد و نتونستم جلوی اشکهای خودمو بگیرم همین موزه اوور قسمت ایران باستان بود که چندین سالن بسیار بزرگ را به خود اختصاص داده بود. مجسمه های غول پیکر هخامنش به جای آنکه در سرزمین مادری باقی بمانند با بی عرضه گی هر چه تمام تر اونهایی که... اکنون فرسنگها دورتر مورد استثمار بیگانگان قرار گرفته اند .جهانیانی که به این قسمت از موزه می آمدند آنقدر با عشق و حرارت به این مجسمه ها نگاه میکردند که گویی پیامبرشان است آنها در تقویم خودشان روزی را به نام روز جهانی کروش نامگذاری کردند...آنگاه ما در ایران به دنبال برچیدن سند هویت تاریخی خود هستیم . هنوز هم بحث بر سر آن داریم که آیا اول ایرانی هستیم یا اسلامی... وا اسفا.. آنقدر توجه جهانگردان در نگاه کردن به گذشته پر افتخار ما عمیق بود که برای اولین بار به ایرانی بودن خود افتخار کردم. بارها و بارها کلمه پرشیا را از زبان آنها می شندیم که در نقل قولشان به همدیگر از اون استفاده میکردند.
در تصاویر حکاکی شده بر سنگهای تخت جمشید هیچکس عصبانی نیست. هیچکس سوار بر اسب نیست. هیچکس را در حال تعظیم نمیبینید. در بین این صدها پیکر تراشیده شده حتی یک تصویر برهنه نیز وجود ندارد." این ادب اصیلمان است" نجابت - قدرت - احترام- مهربانی و خوشرویی...

پایه های ستون تخت جمشید شیراز خودمون در پاریس چه میکنند؟:
http://www.pic.iran-forum.ir/images/kudmctawc5arxglkpk3u.jpg
این شیر سنگی ایرانی قدمتش بر میگرده به 2500 سال قبل از میلاد مسیح! (یعنی 4500 سال پیش!):
http://www.pic.iran-forum.ir/images/k0m7qbwpiln6fwjfnplh.jpg
بهتره از عالم عرفان خارج شیم...
راستی حیفه که از میدان شارل دو گل ( طاق نصرت) عکسی نذارم. ایرانیهای پاریس که خیلی این میدون رو دوست دارند:

اینم یه نمای دیگه از این طاق که با توجه به غروب خورشید رمانتیک تره:
http://www.pic.iran-forum.ir/images/lyf2ezvinah9ul6rnsk.jpg
مولن روژ با اون آسیاب قرمز رنگ معروفشو رو نباید از دست بدین:
http://www.pic.iran-forum.ir/images/y5hwhzb9dfarp2nc2m.jpg
راستی اینو هم بگم که من آدم خوش شانسی هستم. تو یکی از روزها مشغول گشت و گذار بودم که هلهله ای از شادی رو در خیابون شانزه لیزه شنیدم. یه کارناول شادی و رقص بود که بعدا فهمیدم هر سال فقط تو یه روز خاص (3 جولای) تو پاریس برگذار میشه که از شانس خوبم این فرصت طلایی نصیبم شد تا از نزدیک شاهد این مراسم باشکوه باشم. کاروانهای مختلف از ملتهای مختلف با لباسهای یونیفورم و خاص خودشان در دسته های جدا از هم و پی در پی با صدای آهنگ مخصوص خودشان در حال رقص و پایکوبی رد میشئند .... کناره های خیابان شانزه لیزه جایی برای سوزن انداختن نبود ..ملتی که محو تماشای این نمایش بودند...برای من جالب بود که مردم عادی حتی پیرمردها و پیرزنها بدون استثنا همراه با این آهنگها ابراز احساسات میکردند. آنها به مساله رقص بعنوان یک لذت نگاه نمیکنند بلکه بعنوان یک وظیفه می نگرند چیزی که من متوجه شدم. اصولا هر جایی که موزیک باشد همه در حال رقص خواهند بود خواه در مترو باشد خواه در خیابان و یا هر جای دیگر... به هر زحمتی برای خودم جایی دست و پا کردم و محو این مراسم عجیب و غریب شدم. تا چندین ساعت مشغول فیلم برداری از این مراسم عجیب بودم. عکسهای زیر گوشه ای از مراسم فوق را به تصویر کشیده است . البته تعداد عکسهایی که از این مراسم گرفته ام خیلی زیاد است که برای حفظ شئونات بسیاری از آنها قابل استفاده در این وبلاگ نیستند:
http://www.pic.iran-forum.ir/images/500t12vza91j0selpps8.jpg
3 : لهستان (شهر کراکو)
اما درباره لهستان بیشتر بدانید:
جمهوري لهستان يكي از كشورهاي اروپاي مركزي است كه تاريخ طولاني دارد و طي سالهاي گذشته رشد اقتصادي خوبي را تجربه كرده است. لهستان از غرب با آلمان، از جنوب با جمهوري چك و اسلواكي، از شرق با اوكراين، بلاروس و ليتواني و از شمال با روسيه و درياي بالتيك همسايه است.
نام بينالمللي جمهوري خلق لهستان پولند (Poland) و نام محلي آن پولسكا است.
ميگويند بيش از هزار سال پيش در سرزمين كنوني لهستان قومي زندگي ميكرد كه به نام «له» مشهور بود.
وقتي نخستين بار در لهستان دولت مستقلي تشكيل شد نام اين كشور را از نام اين قوم گرفتند. البته بعدها اين كشور نام قوم پولني كه آنها هم در اين كشور ميزيستند، را براي خود برگزيد.
اولين خاندان سلطنتي لهستان خاندان «پياست» است. اين خاندان مدت چهارصد سال يعني از قرن دهم تا 1370ميلادي در لهستان سلطنت كرد.
ادوارباستاني وتاريخي كشور لهستان مانند ادوار تاريخي بسياري ازملل متمدن روي زمين آميخته به افسانه وقصص و حكايات اغراق آميز و شگفت انگيز است.
بنابر اسناد قطعي ومطمئن آغاز تاريخ كشور ملت لهستان رابايد از نيمه اول قرن10ميلادي (قرن 4هجري )محسوب داشت كه با مقايسه باتاريخ ايران از آغاز زمامداري هخامنشيان تاريخ لهستان مدت پانزده قرن جوانتر وجديدتر است.
حدود ده قرن پيش بعضي از اقوام اسلاو مانند پولانها ويسلانها و سيلزينها درتحت فشاراقوام ژرمني نژاد ازمساكن اصلي خود رانده شده دركناره هاي رودهاي وارتا ،ويستول وادرسكونت اختيارنموده و هسته مركزي دولت لهستان رابراي مقابله با اقوام مهاجم و متعرض تشكيل دادند.
اقليتهاي زيادي نظير اوكراينها ،يهوديها،روسهاي سفيد،آلمانيها ،روسها،چكها،ليتوانيها ،روتني ها و غيره درلهستان سكونت دارند .
يكي از نژادهاي كهن كشور لهستان نژاد قرائيم است .« قرائيم ها» فرقهاي يهودي با سوابق يكهزارودويست ساله مي باشند كه آداب و سنن تلمودي ومتأخر برتورات رابه عنوان احكام شريعت قديمتر از اسلام مي شناسند.منشاء قرائيم ها درايران و عراق بوده است و به تدريج درخاورميانه و شبه جزيزه بالكان پراكنده شدهاند.سقوط امپراطوري بيزانس باعث شدكه مراكز زندگي و تجمع اين مردمان به شبه جزيره كريمه وليتواني و لهستان انتقال يايد.بازوال امپراطوري عثماني درسراسر اروپا پراكنده شدند وجوامع قرائيمي اروپا نسبت به نواحي ديگر به خصوص آسيا رشد وبرتري يافتند .
قوم بيابانگرد ديگري كه منشاء ايراني داشتندو اززمان هرودت شناخته شده بودند ودرقرون نخستين مسيحي درسراسر استپهاي اروپاي شرقي ومركزي پراكنده بودندكه بعدها به عنوان اجداد مردم لهستان شناخته شدند.
قابل ذكر است كه از اواخر قرن شانزدهم به بعد شكل لباس لهستاني از مشرق زمين به اين كشور وارد مي شد وبه هيچ وجه علاقهوتوجهي به شكل ونوع لباس غربي نداشنند.درحقيقت لباس اشراف لهستان به پوشاك وظواهردرباريان امپراطوريعثمانييااشرافزمانصفويه شباهت داشت.
لهستانيها الگوهاي لباس وزروزيوروتجملات راازمدلهاي هنري كه الهامبخشذوقوقريحه سرشارمردم مشرق زمين بخصوص ايرانيان كه ازدير باز داراي فرهنگ وهنرغني وقابل اهميت وبي نظيري بودندالهام مي گرفنند.
درژوئن سال 1941 آلمان تمام خاك لهستان را اشغال كرد .در طول جنگ دوم جهاني شش ميليون لهستاني كه نيمي از آنها يهودي بودند، كشته شدند و بيش از 5/2 ميليون نفر نيز به كار اجباري گرفته شدند
درباره شهر کراکو ( محل برگزاری کنفرانس)
کراکو یا کراکوف (Kraków) یکی از بزرگترین و قدیمیترین شهرهای کشور لهستان است.شهر کراکو در جنوب لهستان واقع شده است. اين شهر بر خلاف ورشو که در جريان جنگ به ويرانه ای تبديل شد، در عمل دست نخورده باقی ماند. ...کراکو دومین شهر مهم کشور لهستان بعد از ورشو است. لهستان دو پایتخت دارد. پایتخت تجاری که همان شهر ورشو ست و پایتخت فرهنگی که شهر کراکوست. شهری کوچک ( به اندازه بابلسر خودمون) اما بسیار بسیار زیبا و سر سبز با مرمانی بسیار مهربان و خونگرم. از این شهر عنوان بهشت اروپا یاد میشود. شهری رویایی و تماما پوشیده با سنگ فرش و درختان زینتی بسیار زیبا در اطراف در امتداد رودی بسیار تماشایی...بناهای بسیار قدیمی که بعضا بیش از هزار سال است که دست نخورده باقی مانده. و کالسکه هایی که از جلویت رد میشوند و چه زیباست شنیدن صدای سم اسبهایی که از سنگفرش خیابان در کنار تو رد میشوند و سوارانی با آن لبلسهای خوشکل و کلاههای خاص.... تا قبل از دیدن این شهر فقط در فیلمهای کارتونی چنین جایی را متصور بودم. حدس میزنم اولین ایرانی باشم که به این شهر پا گذاشته ام. کافیست به عکسهای زیر توجه کنید:
http://www.pic.iran-forum.ir/images/7vxwdhuqarijci8erj4l.jpg
http://www.pic.iran-forum.ir/images/ms58m6np1qcdqlqxcy46.jpg
قیمت اجناس در این شهر بسیار ارزان است. اگر قصد سفر توریستی به اروپا را دارید دیدن از این شهر را حتما در برنامه سفر خود قرار دهید. مطمئن باشید که پشیمان نمیشوید.
اما هدف اصلیم در این شهر ارائه مقاله سوم ام است. مراسم صبحانه این کنفرانس رو در لینک زیر میتونید ببینید که در اون من دلی از عزا در آورده بودم
http://www.pic.iran-forum.ir/images/mbm4lrluhg6omeh83exc.jpg
اینهم میدان اصلی شهر که با دوربین خودم گرفته ام:

احساس بسیار خوبم از دیدن رود بسیار زیبایش همراه با نسیم بهاری :
http://www.pic.iran-forum.ir/images/x1f4b0y7viudl1pqhmw5.jpg
منظره ای دبش با همراه باران شدید و غیر منتظره:

مجسمه اسطوره تقدس مردم لهستان:
http://www.pic.iran-forum.ir/images/t1a08drtfpnpqa2zcwv9.jpg
ماشینهای خوشکل شهر:
http://www.pic.iran-forum.ir/images/g5jon8blcse6l68sgzor.jpg
کلیسای جامع و در واقع تنها کلیسای شهر:
http://www.pic.iran-forum.ir/images/7cwsv5shm9qx76cm40.jpg
و بالاخره حتما کالسکه سواری رو فراموش نکنید:
http://www.pic.iran-forum.ir/images/se0xkje9qfa7rldfg2gg.jpg
خبر کوتاه بود :
” با کمال تاسف اطلاع یافتیم که
آقای دکتر محمد مصدق سحرگاه امروز پنج شنبه در ساعت 5/4 بامداد 14/12/1345 در سن 87 سالگی در اتاق شماره 62 بیمارستان نجمیه تهران زندگی را بدرود گفت. “
خبری بسیار کوتاه برای مردی بزرگ!!!
سالنامه سازمان اطلاعات انگلیس در سال 1995 درباره اش منتشر کرد:
خسارتی که وی به انگلستان وارد کرد از خسارتی که هیتلر در جنگ دوم جهانی به انگلستان وارد کرد بیش تر بود، معترف هستیم که انگلستان در برابر مصدق شکستی بی سابقه را متحمل شد.
اولین نفر که با لایحه کاپیتولاسیون در ایران مخالفت کرد.
اولین ایرانی فارق التحصیل در دکتری حقوق..
امتیاز حق شیلات و کشتیرانی در دریای خزر را از شوروی باز پس گرفت.
شخصا در دادگاه لاهه برای احیای حقوق ملت خویش فریاد کشید.
جمال عبدالناصر (رهبر بزرگ و فقید ناسیونالیست عربی-اسلامی مصر) به گفته خویش او را الگوی خود قرار داد و کانال سوئز را برای مصر ملی کرد..
سفیر شوروی در ایران رسما اعلام کرد که دولتش در برابر وی به زانو افتاد.
اولین نفر که با استفاده از علوم روز در دانشگاه به بررسی علمی حقوق اسلامی شیعه پرداخت.
اولین نفر که حقوق شرعی زنان را به طور علمی در دانشگاه مطرح ساخت.
ابرمرد تاریخ ایران، با جان بر کف بودن خویش در راه وطن اجازه نداد که تا سال 1992 امتیاز نفت ایران در انحصار بیگانه باشد.
مجاهدت های کسی که خود را وقف سرزمین و مردم و دین خویش کرد، یگانه طراح بزرگ ملی شدن صنعت نفت ایران، جاوید یاد دکتر محمد مصدق به همین جا ختم نشد،وی خود را وقف ملیت ایرانی و دیانت اسلامی ساخت و لحظه به لحظه افتخار آفرید.
بخشی از بیانات بزرگوار:
” من ایرانی و مسلمانم و بر علیه هرچه ایرانیت و اسلامیت را تهدید کند تا زنده هستم مبارزه می کنم “.
”
تنها گناه من و گناه بسیار بزرگ من این استکه صنعت نفت ایران را ملی کردم و بساط استعمار و اعمال نفوذ سیاسی و اقتصادی عظیم ترین امپراطوری جهان را از این مملکت برچیدم “
” حیات من و مال و موجودیت من و امثال من در برابر حیات و استقلال و عظمت و سر فرازی میلیون ها ایرانی و نسل های متوالی این ملت کوچکترین ارزشی ندارد و از آنچه برایم پیش آمد هیچ تاسف ندارم و یقین دارم وظیفه تاریخی خود را تا سر حد امکان انجام داده ام .عمر من و شما و هر کس چند صباحی دیر نخواهد پائید.
*برای درمان سرطان بینی با وجود اصرار فرزندش که پزشک بود و دوستدارانش راضی به سفر به خارج برای درمان نشد* وگفت پزشکان ما قادرند همه کاری را برای درمانم انجام دهند.
به اختیار خود ملک خودش را بین کشاورزانش تقسیم کرد!
اما
*هنوز هم رفتن بر سر مزارش که نیمه ویرانست، مردم مشکل دارند!*
دوستی تعریف میکرد که صبح یک زمستان سرد که برف سنگینی هم آمده بود مجبور شدم به بروجرد بروم...
هوا هنوز روشن نشده بود که به پل خرم آباد رسیدم... وسط پل به ناگاه به موتوری که چراغ موتورش هم روشن نبود برخوردم....... به سمت راست گرفتم ، موتوری هم به راست پیچید... چپ، موتوری هم چپ... خلاصه موتوری لیز خورد و به حفاظ پل خورد و خودش از روی موتور پرت شد تو رودخونه...
وحشت زده و ترسیده، ماشین رو نگه داشتم و با سرعت رفتم پایین ببینم چه بر سرش اومد ، دیدم گردن بیچاره ۱۸۰ درجه پیچیده... با محاسبات ساده پزشکی، با خودم گفتم حتما زنده نمونده ...
مایوس و ناراحت، دستم را گذاشتم رو سرم و از گرفتاری پیش آماده اندوهگین بودم... در همین حال زیر چشمی هم نیگاش میکردم،...
باحیرت دیدم چشماش را باز کرد ... گفتم این حقیقت نداره... رو کردم بهش و گفتم سالمی...؟
با عصبانیت گفت: " په چونه مثل یابو رانندگی موکونی...؟ "
با خودم گفتم این دلنشین ترین فحشی بود که شنیده بودم... گفتم آقا تورو خدا تکون نخور چون گردنت پیچیده....
یک دفه بلند شد گفت: شی پیچیده ؟ شی موی تو ؟ هوا سرد بید کاپشنمه از جلو پوشیدم سینم سرما نخوره .... !!!
سرمایه داری در نزدیکی مسجد قلعه فتح الله کابل رستورانی ساخت که در آن موسیقی و رقص بود و برای مشتریان مشروب هم سرو می شد .
ملای مسجد هر روز در پایان موعظه دعا می کرد تا خدا صاحب رستوران را به قهر و غضب خود گرفتار کند و بلای آسمانی بر این رستوران نازل!
یک ماه از فعالیت رستوران نگذشته بود که رعد و برق و توفان شدید شد و رستوران به خاکستر تبدیل گردید.
ملا روز بعد با غرور و افتخار نخست حمد خدا را بجا آورد و بعد خراب شدن آن خانه فساد را به مردم تبریک گفت و اضافه کرد: اگر مومن از ته دل از خداوند چیزی بخواهد، از درگاه خدا ناامید نمی شود.
اما خوشحالی مومنان و ملای مسجد دیری نپایید.
صاحب رستوران به محکمه شکایت برد و از ملای مسجد خسارت خواست!
ملا و مومنان چنین ادعایی را نپذیرفتند!
قاضی دو طرف را به محکمه خواست و بعد از این که سخنان دو جانب دعوا را شنید، گلویی صاف کرد و گفت : نمی دانم چه بگویم سخن هر دو را شنیدم :؟!
یک سو ملا و مومنانی هستند که به تاثیر دعا و ثنا ایمان ندارند!
وسوی دیگر مرد شراب فروشی که به تاثیر دعا ایمان دارد...!
"پائولو کوئیلو"